اگر
حالم رو میپرسی . بدون خیلی پریشونم
شبا تا صبح بیدارم . به عکسات خیره میمونم
اگر حالم رو میپرسی . پُرم از این سکوت سَـــرد
از اون روز جداییمون . فقط اسمَم شده یک مَرد
وإلا روز شب کارم . شده گریه شده زاری
منو هر کَس که میبینه . میگه دیونس انگاری
اگر حالم رو میپرسی . بدون تو ظاهر آرومَم
من این قحطی لبخندُ . به بی مهریت مدیونَم
حسودی میکنم گاهی . به اون که قلبتو دزدید
منو پیش تو خارم کرد . بهم از دور میخندید
اگر حالم رو میپرسی . بدون قلبم گِله داره
یه لحظه خاطراتِ تو . ازم دَس بر نمیداره
تورو تو خواب میبینم . که داری میری از خونه
تمومه بالِشم امشب . پُر از اشکای بارونه
صدای هِق هِقم هر شب . توی این خونه میپیچه
تمومه شُر شُر بارون . جلو اشکای من هیچه
اگر حالم رو میپرسی . پُرم از این سکوت سَـــرد
از اون روز جداییمون . فقط اسمَم شده یک مَرد
نبودی و نمیدونی چجوری بی تو سر کردم
غرورُ تو خودم کشتم از احساسم گذر کردم
عباس یوسفی
+ یکی تو نت هس خیلی واسم عزیزه، خیــــــــــــــــــلی...
واسش دعا کنین...
خیلی قشنگ بود...
بی تردید برو...
"لای انگشتانت را انگشتانش, لای انگشتانم را سیگار پر خواهد کرد...! "
...
شعر خودتو ولش کن، این عباس یوسفی کیه؟؟ چقدر شعرش خشکل ِ
مطمئنم خودشم خیلی آقاست، ماهه، گل ِ
خودش که هیچی خیلی خل وضعه میخوایم ببریمش امین آباد معرفیش کنیم،فقط شعراش خوبه :))
که راه ِ عشق آری طاقتی مردانه می خواهد ....
هی...
منو دق دادی که تو تا بیای...
هیشکی مثل ِ من واسه این عباس یوسفی نوشتنت سوتی نداده به قرعان :))
انشالله قسمت میشه میبرمت امین آباد عباس رو هم ببینی...!
دوست دارد به مرگ فکر کند ، زندگی را حجاب میداند
دوست دارد که بی حجاب شود ، حرف را با خود خدا بزند ...
عجب...
خیلی خوب بود
ممنون
مرسی...
نه اون خوب نیس اصلا! :))
هم شعر خودت قشنگه هم شعر عباس :)
قربون خواهری
روزگار غریبی است !
یکی در آبپاش گلاب دارد
یکی در گلاب پاش، آب هم ندارد!
(؟؟)
هی...